سیاه تر از انم که بیرینگ بمیرم
سیاه تر از آنم كه بيرنگ بميرم... از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم... من آمده
بودم كه تا مرز رسيدن... همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم ...تقصير كسي
نيست كه اينگونه غريبم.... شايد كه خدا خواست كه با رقص مرگ بميرم...
فقط میخوام تو همین رویای شیرین خودم بمیرم
سیاه تر از آنم كه بيرنگ بميرم... از شيشه نبودم كه با سنگ بميرم... من آمده
بودم كه تا مرز رسيدن... همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميرم ...تقصير كسي
نيست كه اينگونه غريبم.... شايد كه خدا خواست كه با رقص مرگ بميرم...